تبلیغات
بفرمایید وبلاگ
بفرمایید وبلاگ
با شادی زندگی کن و لبخند بزن همینطور دیگران را هم شاد کن و بخندان 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
از دوران تحصیلت کدوم سالها بهترین سالهای زندگیت بوده؟










لینک دوستان
پیوندهای روزانه

ریز ریز ریز ها انقدر نظر دادید خسته شدید پاشید باید خستگی بندازید تو کمر

هر هفته داریم هزار نفر بازدید کننده

سر نظر دادن یا ندادن بگیر و ببنده

یکی کنار میاد یکی دیگه مشکل پسنده

یکی ترش میکنه از وبلاگ و یکی میخنده

شعر داریم و خاطره و مطالب بنده

از این همه نظر کدومشون میشن برنده

چهره جذاب داریم و شیرینیه هفته

البته قلک هم هست که گیر بده شرمنده

بیننده داره میلیونی این بفرمایید وبلاگ

ایولا داری کارت درسته عمو فرهاد

پشت صحنه نشستی و میگی جلو نمیام

کلی هم خاطر خواه داری از مریخ تا ایران

بفرمایید وبلاگ عزیزم

بفرمایید وبلاگ جیگرم

هوی بفرمایید وبلاگ دیگه





طبقه بندی: شعر،
[ 23 خرداد 90 ] [ 23:53 ] [ فرهاد گوگولی! ]

سلام سلام، همگی سلام، ای زندگی سلام ای زندگی سلام چه خبرا؟خوفید خوشید؟دماغتون چاقه؟داییتون چاقه؟

از برگه اعمالتون چه خبر؟حتما خیلی ها برگه اعمال رو گرفتن؟ من که گرفتم و چهار تا سیب زمینی کج و کوله توش بود که باید اسفند برم پوست بکنم سرخ کنم!

اها بذارید اولین خبر مهم رو به همه بدم آموزشی این بنده افتاده تو شهر شیراز  که ماله سپاه هست و بعد آموزشی هم دوران خدمتم تو نیروی دریایی سپاه بوشهره هوراااااا و همه اینا رو مدیون دوست عموم هستم که بهم کمک کرد اینجا ازش تشکر میکنم چون میدونم نمیبینه!

حتما میگید چرا؟ آخه جلو روش فقط خیلی عادی و سطحی گفتم ممنون خداحافظ، اگه می خواستم بیشتر بگم لوس میشد!

خلاصه اینم از خدمت این بنده پررو خدا، دعا کنید دانشگاه قبول بشم چون قرار اگه قبول شدم یه اتفاق هایی بیافته که الان نگم بهتره هر وقت قطعی شد میگم.

روزی که شهادت امام رضا بود من، آجیم و بچه های خالم  تصمیم گرفتیم بریم بیرون که برای آجیم کفش بخریم با اینکه میدونستیم اونروز تعطیله گفتیم شاید عصر بازار باز باشه و رفتیم سمت پاساژ تا اونجا بچه های خالمون ببینیم و بریم سراغ خرید، هر چی بیشتر نزدیک میشدیم هی میدیدیم همه مغازه ها بستن حتی اون گداهه که همیشه در بانک بود هم نبود!

بعد دیدم صدای سنجه دمام میاد نگاه کردم دیدم دور میدون شهر دسته راه افتاده! من و آجیم هم تعجب کریم که چرا دسته؟! بعد رفتیم دیدم بله دسته داره میاد تو پاساژ!(یعنی در واقع یه جایی که مثل خیابون میبونه ولی خیابون نیست برا همین هم بهش میگن خیابون لیان هم بهش میگن پاساژ لیان) حالا ما با لباسای گل منگولی اومدیم از میون عزادارا رد شدیم همونطوری مثل یابو میخندیدیم همه نگامون میکردن!

خو خوره تو اون چشاتون بیافته داریم میخندیم چیه نیگا داره!

بعدم دیدیم برو بچ خاله با ددیشون اومدن هیچی دیگه ما هم سوار شدیم رفتیم یه دور تو شهر زدیم بعدم اومدیم خونه.

فرداش دوباره خاله دخترم اس پس داد که بریم کفش بخریم؟حالا منم حموم نرفته شده بودم یه گوله .....

گفتم نه البته با کمی خشم بدبخت خاله دختر منم ترسید گفت می خواید فردا بریم چه واجب کرده حالا(ایول جذبه)!

فرداش هم رفتیم و پدرمون در اومد تا یه جفت کفش خریدیم برا آجیمون بس که تیر به جیگر نخورده مشکل پسنده.

و بعدش دخی خالم و آجیم فرستادم خونه خالم و خودم رفتم سر قرار با دوستام یکم تو شهر گشتیم که یدفعه دیدم همه دخی و پسی ها دارن در میرن!پیش خودمون گفتیم چی شده؟ دیدیم بله مامورها ریختن تو پاساژ و به طرز لباس پوشیدن گیر میدن ما که لباسمون مشکلی نداشت مثل یابو یه گوشه وایسادیم برا خودمون.

بعد اومدیم کنار موتور رفیقم دیدم یه پسی دهنش رو باز کرده هی داره حرف بی تربیتی میزنه نمیدونم سر چی با یه پسی دیگه دعواش شده بود، بعد دورشون شلوغ شد آمبولانس اومد وقتی که پیگیر شدیم دیدیم اون کسی که داشته کتک میخورده به همراه فحش یه اسپری زده تو چشم سرو کننده فحش و کتک و اونم بی هوش شده!

خلاصه وقتی همه پراکنده شدن بیمارم سوار آمبولانس شد، دیدیم یه مامور داره از اون دور میدوئه میاد!(ایول به سرعت عمل)!

ها اینو نگفتم این امیر (گربمون)بی حیا بی ابد اون یکی بچش مرده معلوم نیست با کدوم گربه ای رفته دوباره داره بچه میاره، پررو حالا که مخواد بچه دار بشه دوباره هی میاد خونه ما خیلی مازموره!

اها اون روز که با دوستام بودم بعدش منم رفتم خونه خالم و شب که اومدم بخوام دیدم یه چیزی پرت شد روم دیدم بله خاله پسر گرامی هستن که همیشه خدا یه چیزی تو وجودش میلوله!

مگه گذاشت من بخوام دستشو میگرفتم پاش کار میکرد، پاشو میگرفتم یه جا دیگش کار میکرد آخر سر دست و پاش رو تو هم گره زدم که با این کار خودمم تو خودم گره خوردم!

خلاصه به شکر خوردن افتاد و آزاد شد.و فرداشم ظهر که از خواب بیدار شدم نهار رفتیم چاهکوتا(یک مکان خاکی و شیویدی چمن که بهش میگن پارک تفریحی چاهکوتا)وای خالم نهار لازانیا درست کرده بود منم دو تا قاچ گنده خوردم!

بعدشم رفتیم یه دوری اون اطراف زدیم و یه چند تا عکس هم گرفتم که عکاسش خاله پسرم بود تو ادامه مطلب گذاشتمشون ببینید داشت یادم میرفت دستشویی هم رفتیم تازه، ولی صد رحمت به دستشوی های بین شهری!

اها موتور بابا بچارمم گرفته بودن بخاطر اینکه کلاه نداشت.

تازه تو چا هکوتا هر چی دنبال علف تاز و خوب گشتم گیر نیومد!موقع برگشتن هم یه ماشین دیدیم که شبیه ماشین مهند بود سه تا جوون توش بودن منم گفتم بیاید از کنارشون که خواستیم رد شیم با کلید روش خط بندازیم ولی بقیه نذاشتن گفتن میبینه میوفتن دنبالمون مثل بچه آدم بشین سر جات!

راستی آهنگی که اندفعه برا وبم گذاشتم شاید خیلی شاد نباشه ولی خیلی ازش خوشم اومد قشنگه، برا همین لینک دانلودش رو گذاشتم البته دوتا آهنگ دیگه هم  از فائزه برا دانلود گذاشتم .

"دانلود آهنگ وبم"، "دنلود اهنگ افسون از فائزه"، "دانلود اهنگ دنیا دنیا از فائزه".

اگه مخوای عکسایی که تو چاکوتا گرفتم و یه چند تا عکس خل و چلی عمو فرهاد رو ببینی بدو بدو برو ادامه مطلب تا ببینیشون.

دیگه هم سوتی موتی یادم نمیاد که بگم تازه همینم که نوشتم کلی فک کردم یادم اومده چی اتفاق هایی افتاده واقعا دارم الزایمرو میشما.

داشت یادم میرفت یه فیلم هم موقعی که ملوس زنده بود از امیر و ملوس گرفتم تو حیاط خونمون، میذارم اینجا که دانلود کنید ببینید بیشتر این فیلم رو بخاطر نوه عمه ام گذاشتم چون دلش میخواست ببیندشون دوباره "دانلود فیلم امیر خنگول و ملوس مبهوت"

 داشت یادم میرفت برای زودتر لود شدن صفحه وبم در صفحه اصلی فقط شعر بفرمایید وبلاگ و پست جدید رو گذاشتم برای دیدن مطالب قبلی از قسمت آخرین مطالب استفاده کنید با تشکر!

خوب دیگه تا روزی که نرفتم جواب کامنت ها داده میشه بعدش دیگه میره تا وقتی بیام مرخصی، ایشالا آپ بعدی دیگه میره بعد دوره آموزشیم پس تا زمان مناسب خدا نگهدار دوستتون دارم.

جایی که شکلک گرفتم:شکلکستان


ادامه مطلب

طبقه بندی: عکس های جالب،
[ 11 بهمن 90 ] [ 01:37 ] [ فرهاد گوگولی! ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 30 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ



سلام بروبچ بفرمایید وبلاگ سری جدید بفرمایید وبلاگ آمده چی چی اورده؟یه مشت چرت و پرت اورده!

یه سری کاره که قبل از اینکه مطالب رو بخونید باید انجام بدید تا بهم نزدیکتر بشیم:

1-انگشت کنار شصت خود را بالا آورده و دو دور بچرخانید و بعد آن روی کلمه بفرمایید وبلاگ گذاشته و بگویید هویی هویی(یعنی ما با هم دوستتر میشیم)

2-هفت بار میگید:دامو دامو دامو دامو دامو دامو دامو چوآ (یعنی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی دوستت دارم)

3-و در آخر میگید ابوشتا(یعنی خوشمزه هست)

نکته:کلمه ابوشتا رو باید غلیظ تلفظ کنید و بکشید وقتی می خوایید بگید!
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :





Pichak go Up

why not me از Enrique


فروش بک لینکطراحی سایت